ماهیت روابط اجتماعی
«اجتماعی» همان «انسانی» است
واژهی اجتماعی، که معادل سوسیال و به عنوان صفت معمول است، در زبان فارسی از نام «اجتماع» برمیخیزد. اما «اجتماع» در زبان فارسی معادل کلمهی کمونیته[6] به کار می رود. تعریف «اجتماع» از دید امیر حسین آریان پور چنین است:«جامعهای که وابستهی محلی معین و از جامعههای دیگر کمابیش بینیاز باشد».[7] این تعریف قدری کاهش دهنده و محدود کننده است و اگر اعتبار آن را برای «اجتماع»[8] کافی بدانیم در برگیرندهی گستردگی معنایی واژهی «اجتماعی» نیست. زیرا «سوسیال» یا اجتماعی، به عنوان صفت، به «جامعه» مربوط میشود و جامعه جمعی به مراتب گسترده تر از اجتماع است.[9] «جامعه»[10] در کتاب «زمینه جامعهشناسی» آریان پور چنین تعریف شده است: «گروهی وسیع شامل سازمانهای متعدد ومرکب از کثیری زن و مرد و کودک که در طی زمانی دراز از اتکای متقابل اجتماعی و نظم گروهی بهره مند باشد».[11] این تعریف، با تمامی کاستیهای خویش، دربرگیرندهی اجزای لازم برای رساندن مفهوم «سوسیال» یا «اجتماعی» است و این چیزی نیست جز«اتکای متقابل اجتماعی». جامعه در اساس بیانگر ظرفی است که نوزاد بشری درآن، برخلاف بسیاری از حیوانات، دادههای لازم برای تبدیل شدن به نمونهی بالغی از گونهی خویش را از بدو تولد و به طور غریزی در خود ندارد، این توانایی را پیدا می کند که به تدریج تبدیل به انسان شود. موجودی مجهز به زبان، توان ارتباطاتی، درک پدیده ها، فهم موقعیتهای پیچیده جهت تصمیم گیری و یک دستگاه ارزشی. به عبارت دیگر، جامعه آن مجموعهای است که موجود زندهای را که در بدو تولد دارای توانهای بالقوهی زیاد و توانهای بالفعل کم است، درطول یک فرایند طولانی تبدیل به انسان میکند. از همین روی، برخی، انسان را «حیوان اجتماعی» مینامند، یعنی حیوانی که به واسطهی حضوردر جامعهی بشری و روند اجتماعی شدن، تبدیل به یک بشر میشود. بدون جامعه، نوزاد انسانی، در صورت بقای جسمی خود، نمیتواند تبدیل به یک موجود بشری شود و خصلتهای رفتاری غیر انسانی او بر ویژگیهای غریزی بشریش میچربد. نوزاد بشری بدون جامعه و به طور منزوی یا خودجوش تبدیل به انسان نمیشود. [12]
جامعه ازطریق فرایند «اجتماعی شدن»[13] این حیوان اجتماعی را انسان میکند. این محتوای جامعهی انسانی است که اجازه میدهد نوزاد بشر از همان ابتدا با دریافت گرمای بدن مادر، شیراو، صدای او، نوازش مادر و سپس محبت و توجه والدین و اعضای بزرگتر خانواده، به موجودی تبدیل شود که توان بازتولید همان رفتارها، ویژگی ها وخصلت ها را در خود و نیز در نسلهای بعد از خویش کسب میکند. بدین صورت کارکرد بنیادین جامعه عبارت است از تبدیل نوزاد بشری به یک «فرد»، یعنی موجودی آگاه بر «انسان» بودن خویش و آگاه از آنچه بر«انسان» مترتب است. فلسفهی وجودی جامعه این است که در درازمدت این کارکرد بنیادین را تامین ساخته و شرایطی را فراهم نسازد که درآن، تبدیل نوزادان به انسان وتداوم بخشیدن بازتولید خصلتهای انسانی برای افراد و نسلهای بعد دچار اشکال شود. در طول حیات افراد، میبایست شرایطی در جامعه فراهم باشد که موجب تقویت روابط انسانی و روحیهی جمعی شود تا امکان باز تولید رفتارها و خصلتهای انسانی بدون وقفه و با کیفیتی بالا میسر باشد. به عبارتی جامعه هر گز نباید انسانها را به سوی دوری ازهم و جدا شدن از یکدیگر سوق دهد. جوهر حیات اجتماعی، وجود روابط میان انسانهاست، ارتباطات بین افراد در جهت تامین خصلت ذاتی و وجودی جامعه، یعنی خصلت «اجتماعی» آن است. خصلتی که به واسطهی آن، تولید و بازتولید «بشر» ممکن است. این انتقال خصلت بازتولید از طریق «میراث اجتماعی» یا «میراث فرهنگی» و یا به زبان ساده تر،«فرهنگ» انجام میشود. جامعه از طریق فرهنگ، انسانها را به رنگ و شکل خود درآورده و هماهنگ میسازد و از این طریق، با وجود گذر زمان و نو شدن نسلها، بقای خویش را حفظ میکند.
پس، آنچه به راستی «جامعه» را از جمعهای انسانی دیگر متمایز میکند، در درجهی اول، همین خصلت بازتولید فرهنگی است که ازطریق آن، نوزادِ حیوان اجتماعی به بشر، فرد و شهروند تبدیل میشود. « ا نسان به وسیلهی فرهنگ جامعه خود، موجودی اجتماعی میگردد».[14] اگر ما این کارکرد اصلی جامعه را برای معنا بخشیدن به صفت «اجتماعی» درنظر بگیریم هر آنچه که مانعی در این فرایند محسوب شود ازاین دیدگاه، خصلت «ضد اجتماعی» پیدا میکند. به عبارت دیگر برای «جامعه» خصلت ضد ذاتی مییابد و این، در تخالف با کارکرد بنیادین جامعه و در تضاد با فلسفهی وجودی جامعه است. یعنی امری که به جامعه تحمیل شده است و از درون جامعه بر نمیخیزد. مانند نوعی ویروس که نسبت به ارگانیزم بیگانه است و به همین دلیل نقش و کارکردی پیش بینی شده برای بقا و حیات ارگانیزم ندارد و باز به همین دلیل، مخرب نیز خواهد بود. برای درک این موضوع باید به سیر تحول بشر مراجعه کرد.
تحول تاریخی بشر
انسان ازهمان ابتدای تاریخ خویش درجمع زندگی میکرده است. بقای انسان و تحول او از حیوانگونه به انسانگونه ناشی از زیست جمعی و پیچیدگیهای مندرج در این زیست است. ناشی از با هم بودن افراد و باهم مشکلات زندگی را حل وفصل کردن و پیش رفتن درسیر تامین بقای بشر و تحول و پیشرفت او. جوامعی که از آنها با صفت «ابتدایی» یاد میشود و هم اکنون نیز برخی از آنها به حیات خویش ادامه میدهند، دارای بسیاری از خصلتهای چندین هزارسالهی همان جوامع نخستین هستند. در این جوامع، افراد درنوعی همکاری همه جانبه، دائمی و داوطلبانه به سر میبرند. کار جمعی و تعاون اجتماعی در این جوامع بدیهی است و از دل هیچ اجباری جز حیات و تداوم زندگی جمع بر نمیآید، نتیجهی طبیعی رفتار انسانها در جمعی است که وجود خود را از افراد میگیرد و به وجود افراد معنا و بقا میبخشد. همه کار میکنند وهمه از حاصل کار یکدیگر بهرهمند شده و به نیازهایشان پاسخ میدهند.
در این جوامع، کودکان به سان عنصری جدایی ناپذیر از وجود گروه بوده و درمیان جمع رشد کرده و پرورش مییابند و تمامی توجه و مراقبتی را که از دیگران در یافت کردهاند در بزرگسالی در اختیار دیگران قرارمیدهند. خصلت اجتماعی جامعه، یعنی حیات جمعی افراد، مشهود، ساری و جاری است.
بدین ترتیب با در نظر داشتن این ویژگی نهادینه، هرآنچه این روابط متقابل خودجوش میان افراد جامعه را، که هدفی جز خدمت رسانی به یکدیگر و تامین رفاه فرد و جامعه ندارد، زیر سوال برد خصلتی ضد اجتماعی به خود میگیرد. هر چیز که انسانها را بر علیه همدیگر برانگیزد، هر چیز که جمعی بودن مبنای رابطهی افراد جامعه را به هم ریزد، هر چیز که سبب شود فرد نقش خود را به عنوان عضوی از جمع از دست دهد، هر چیز که شرایطی را فراهم کند که درآن، فردی بدون کار کردن برای جمع، از حاصل کار جمع بهرهمند شود. هر چیز که فردی را وادار کند ضمن ارائهی همهی توان خویش به جمع، نتواند از جمع، آنچه را که برای بقای خود نیاز دارد بگیرد، یعنی به تناسب آنچه که به جمع میدهد از جمع نگیرد و این، در حالی که عده ای دیگر، بیش از آنچه نیاز دارند بدست آورند. همهی این موارد نمونههایی از رفتارهای غیراجتماعی یک جامعه، با تعریفی که در بالا از آن دادیم، هستند. یعنی جامعه ای بر اساس همیاری افراد با یکدیگر به طور طبیعی برای حفظ بقای افراد و تامین خوشبختی آنها.
حال تصور کنیم که این خصلتهای ضد اجتماعی و غیر طبیعی آنقدر رشد کند که کارکردهای همگرایی و پیوندسازی لازم برای بقای جامعه را زیر سوال برند؛ آیا از یک زمان به بعد میتوان همچنان از «جامعه» سخن به میان راند؟ آیا مجموعهای که انسانها در آن، نه در جهت توافق و همسویی با یکدیگر، بلکه به سوی اختلاف و دور شدن از همدیگر زندگی می-کنند، یک جامعه است؟ آیا جمعی که در آن اعضای بسیاری امکان پاسخگویی به نیازهای بدیهی خویش را ندارند و در مقابل، برخی دیگر ازاعضا چندین برابر بیشتر از آنچه نیاز دارند بدست میآورند میتواند همچنان یک جامعه باشد؟ آیا آنجا که این جمع، اعضای فراوانی از خویش را به سوی عدم کسب یا به سمت از دست دادن خصلتهای انسانی خویش فراخوانده و ازآنها انسانهایی منزوی، روان پریش، ناکام، سرخورده، دگرستیز، جنگ طلب، همنوع کش، جنایتکار و غیره میپرورد، جامعه است ؟
واقعیت این است که آنچه را که ما امروز «جامعه» مینامیم و در آن زیست میکنیم مجموعهای است که اعضای خود را وامیدارد تا درانتقال خصلتهای انسانی به سایر نسلها تلاش لازم را نکنند، چنین محیطی به جای محبت به دیگران، نفرت از دیگران را دامن میزند، به جای همدردی با دیگران، بی تفاوتی با دیگران را عادی میسازد، به جای ارزش گذاردن به جان دیگران، گرفتن جان دیگران را آسان جلوه میدهد، به جای تلاش برای بهبود وضع دیگران، تلاش برای پیشرفت فردی خویش را اصل قرار میدهد. آیا چنین مجموعهای باز همان جامعهای است که بشر اولیه آن را تشکیل داد تا بتواند، نوزادان خویش را به خصلتهایی مجهز سازد که بقای نسل او را فراهم بسازد: یعنی همیاری، همکاری، تلاش دسته جمعی و استفاده ی برابر از حاصل تلاش جمعی؟
به نظر میرسد که ما از این الگوی اولیهی جامعهی بشری دور شدهایم و هر چه جوامع از نظرمادی پیشرفتهتر و پیچیدهتر شدهاند احساس همسویی و تعاون که خصلت ذاتی جامعهی انسانی و نیاز ذاتی موجود انسانی بوده و هست بیشتر به دست فراموشی سپرده شده است. پدیدههایی مانند حسادت، رقابت ناسالم، نفرت، خودخواهی، ترجیح منافع خویش بر دیگران، ازحاصل کار سایرین بهرهمند شدن، دروغ گویی، اذیت و آزار دیگران، غارت و چپاول سایرین، دزدی، خباثت و قتل...به هیچ عنوان با ماهیت زندگی اجتماعی در دل جامعهی اولیه انسانی رابطهای ندارند و با آن بیگانهاند. حتی امروز نیز در برخی از قبایل ابتدایی که میراثداران آن جوامع اولیه هستند مفاهیمی مانند دروغ، حقهبازی و یا ستمگری وجود ندارد و قابل فهم نیستند. پس بروز این حوادث در تاریخ بشری هر چند یک واقعیت است اما واقعیت پذیرفتنی نیست ومیتوان به چشم نوعی «انحراف تاریخی» به آن نگاه کرد.
از دیدگاه تاریخی مجموعهای از عوامل سبب شد که جامعهی انسانی از آن همبستگی ارگانیک اولیهی خود به سوی از هم پاشیدگی مکانیکی پیش رود. دراینجا فقط به یکی ازاین عوامل وشاید اصلیترین آنها اشاره کنیم: حق مالکیت. آیا این با بروز خصلت غیرطبیعی و تاریخی مالکیت طلبی در انسانها نبوده است که آن یگانگی کارکردی و یکسانی جایگاهی اولیه میان انسانها در جوامع ابتدایی به دست فراموشی سپرده شده واحساس جدایی، ستیزه جویی و دشمنی میان انسانهای حاضر در یک جامعه و یا میان جوامع نسبت به یکدیگر فراهم شده است؟ آیا محبت و دوستی نسبت به یکدیگر جای خود را به خودشیفتگی و خودخواهیهای منفعت پرستانه نداده است؟ چرا به تدریج انسانها آنقدر از هم دورشدهاند که حتی فرزندان نسبت به والدین خویش بی اعتنا شده و دربسیاری جوامع صنعتی غرب، برخی فرزندان تنها یک بار در سال سراغی از مادر و یا پدر خویش می گیرند؟
در یک کلام، اما آیا تمامی این رفتارهای ضد اجتماعی را می توان با عامل بالا، یعنی پیدایش مالکیت، توضیح داد؟
برای پاسخ به این پرسش بهتر است به جای ارایه ی یک پاسخ از پیش تعیین شده در پی آن باشیم که چگونه حق مالکیت در روابط انسانها چنین آشوبی را پدید آورد
خری آمد به سوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش
برو امشب برایم خواستگاری اگر تو بچه ات را دوست داری
خر مادر بگفتا ای پسر جان تو را من دوست دارم بهتر از جان
ز بین این همه خرهای خوشکل یکی را کن نشان چون نیست مشکل
خرک از شادمانی جفتکی زد کمی عرعر نمود و پشتکی زد
بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سیاهت
خر همسایه را عاشق شدم من به زیبایی نباشد مثل اون زن
بگفت مادر برو پالان به تن کن برو اکنون بزرگان را خبر کن
به آداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه
دوتا پالان خریدند پای عقدش یه افسار طلا با پول نقدش
خریداری نمودند یک طویله همانطوری که رسم است در قبیله
خر عاقد کتاب خود گشایید وصال عقد ایشان را نمایید
دوشیزه خر خانم آیا رضایی؟ به عقد این خر خوشتیپ درایی؟
یکی از حاضرین گفتا به خنده عروس خانم به گل چیدن برفته
برای بار سوم خر بپرسید که خر خانم سرش یکباره جنبید
خران عرعر کنان شادی نمودند به یونجه کام خود شیرین نمودند
به امید خوشی و شادمانی برای این دو خر در زندگانی
هیجان و استرس
استرس یا هیجان، واکنش طبیعی بدن در مقابله با وقایع هیجانانگیز، به قصد تغییر شرایط و یا سازگار کردن بدن با شرایط ویژه موجود است.
این تغییر باعث میشود تا ذهن، خود را برای شرایط ویژه آماده کرده و ذهن و حرکات بدن برای تدافع آماده شوند. روانشناسان معتقدند یکی از دلایل ایجاد استرس در فرد، اهمیت فراوان موضوعی است که قرار است با آن روبهرو شود. به این ترتیب دلیل استرس و هیجان ناشی از امتحان، اهمیت آن و یا دقیقتر بگوییم اهمیت نتیجه آزمون برای فرد است و بدن برای هماهنگ کردن ذهن و واکنشهای بدن با این شرایط خاص، به استرس و هیجان دچار میشود.
به عقیده روانشناسان داشتن اندکی استرس و هیجان به عنوان محرکی برای تلاش بیشتر و نتیجهگیری بهتر ضروری است؛ اما اگر این هیجان به قدری افزایش یابد که عملکرد طبیعی ذهن را مختل کند، باید با آن مقابله کرده و آن را مهار کرد.
نشانههای هیجان
روانشناسان معتقدند آغاز فصل امتحانات و به دنبال آن جو حاکم بر فضای مراکز آموزشی، عاملی استرسزا است؛ حتی اگر سعی کنیم به این شرایط بیتوجه باشیم. در این فاصله زمانی خاص، محور اصلی صحبتها روی مواردی چون تقسیمبندی برای مرور درسها، نحوه برگزاری امتحانات، توصیه آموزگاران و والدین و ... متمرکز شده و این صحبتها، محرکهای قویای برای ایجاد و یا تشدید استرس و هیجان است.
شاخصترین نشانههای استرس و هیجان را میتوان به این شرح خلاصه کرد:
- احساس خستگی بویژه پس از اندکی مطالعه.
- حس تهاجم که ناشی از هیجان و استرس بالاست.
- بیخوابی، کمخوابی و یا خواب ناآرام که با کابوسهای شبانه همراه است.
- معدهدرد و اختلالات گوارشی دیگر مثل حالت تهوع و استفراغ.
- خارش بویژه به صورت حساسیتهای پوستی و ظهور جوش در صورت و بخشهای دیگر بدن.
- احساس سرماخوردگی، تب و نیاز به استراحت.
مدیریت هیجان
هر چند به عقیده روانشناسان اندکی استرس و هیجان، محرکی برای تلاش بیشتر و نتیجهگیری بهتر است، اما همانطور که اشاره شد، اگر از حد خود فراتر رود، نتیجهای به عکس خواهد داشت. برای مهار حالتهای هیجانی و مدیریت رفتار خود به چند نکته توجه کنیم:
- خواب و استراحت کافی را فراموش نکنیم؛ به هیچوجه نباید استراحت و خواب را مختل کنیم. در زمان برگزاری امتحانات باید برنامه درسی را طوری تنظیم کرد که حداکثر با یک ساعت اختلاف در زمان خواب و استراحت نسبت به گذشته، مطالعه کنیم. شب زندهداری و رفتارهای نامتعادلی از این دست نه تنها کمکی به ما نمیکند، بلکه استرس و هیجان ما را نیز بیشتر میکند. استراحت کافی، ذهن را فعال کرده و از استرس میکاهد.
- فاصله بدهیم؛ به ازای هر یک تا یک ساعتونیم مطالعه، بین 10 تا 15 دقیقه استراحت کنید.
- تفریح کنیم؛ باید پس از هر امتحان و پیش از شروع مطالعه برای امتحان بعدی، تفریحی کوچک را برای خود تدارک ببینیم تا پس از رفع خستگی برای مطالعه آماده شویم. خواندن چند صفحه مجله یا روزنامه (کتاب توصیه نمیشود چون ذهن به دنبال کردن ماجرای کتاب مشغول میشود)، پیادهروی، دویدن، خوردن خوراکی مورد علاقه و کارهایی از این دست، ذهن را آرام کرده و آن را برای فراگیری مجدد آماده میکند. تفریح باید کوتاه، مفید و مورد علاقه باشد.
- واقعبین باشیم؛ برنامهریزی واقعی داشته باشیم، دقیقاً بسنجیم که هر روز، برای هر درس چه میزان توان مطالعه داریم. برنامهریزی واقعی باعث میشود تا هر روز، همان قدر که از پیش تعیین کردهایم، مطالعه کنیم و در پایان روز به دلیل انباشته شدن مطالبی که باید میخواندیم و نخواندیم، کلافه و هیجانزده نشویم.
- تغذیه نامناسب؛ رژیم غذایی عادی را نباید به هم بزنیم. پرخوری یا کمخوری و یا نوشیدن و خوردن خوراکیها
و
نوشیدنیهایی مثل
قهوه، چای و ... برای شبزندهداری، تقویت حافظه و ... نه تنها نتیجهمثبتی به همراه ندارد، بلکه باعث
بیماری، بیخوابی و یا هزار و یک مشکل دیگر میشود که نه تنها ما را به هدفمان نزدیکتر نمیکند، بلکه فرصت
مطالعه را نیز از ما سلب میکند
.
متخصصان تغذیه فقط تغییرات کوچکی مثل مصرف خوراکیهای مقوی و کمحجم، مصرف میوه و لبنیات، آن هم به حد متعادل را توصیه میکنند و به شدت با تغییر ناگهانی رژیم غذایی مخالف هستند. - ورزش کنیم؛ ورزش بهترین شیوه مهار استرس و هیجان است. پیادهروی، انجام حرکات کششی، نرمشهای آرام، یوگا، دویدن و ... ورزشهای بسیار مناسبی برای کنترل هیجان است. ورزش کردن پس از برخاستن از خواب چه صبح و چه بعد از ظهر و یا پیادهروی از مدرسه تا منزل را فراموش نکنیم.
- مثبتاندیش باشیم؛ با خودتنبیهی و تضعیف روحیه مهلکترین ضربه را به خود وارد میکنیم. همیشه به آنچه آموختهایم بیندیشیم و سعی کنیم نقاط قوت واقعی خود را شناخته و آنها را تقویت کنیم. حتی اگر نیمی از مطالب کتاب درسی را بلد نیستیم؛ شب امتحان به نیم دیگر آن بیندیشیم و نیروی خود را برای مرور همان مطالب صرف کنیم. زمان رفع اشکال و فراگیری نیاموختهها شب امتحان نیست.
- با احساس کلافگی و یأس بجنگیم؛ بعضیوقتها در حین مطالعه و مرور مطالب درسی، حتی اگر به خوبی به مطالب درسی مسلط باشیم، احساس کلافگی و یأس بر ما غلبه میکند؛ برای مبارزه با این حالت چند نکته کارساز است:
- چشمها را ببندیم و چند نفس عمیق بکشیم. حدود 5 دقیقه این حالت را تکرار کنیم و به نکات مثبت بیندیشیم.
- این جمله را تکرار کنیم که «به خوبی فرا گرفتهام و نتیجه خوبی خواهم گرفت.» -
برای چند لحظه بدون این که به چیزی فکر کنیم؛ برگهای برداشته و سعی کنیم نقاشی و یا حتی خط خطی کنیم. این کار ذهن را آرام میکند.
- بلند شده و در اتاق قدم بزنیم. با گامهایی آرام و نفسهایی عمیق، برای دقایقی به حیاط و یا حتی کوچه برویم و قدم بزنیم تا از حال و هوای افکار یأسآور دور شویم.
- سعی کنیم به هر شکل، شرایط قبلی را تغییر دهیم تا افکارمان متمرکز شده و ذهن، آرامشش را بازیابد. تغییر مکان درس خواندن نیز گزینه خوبی است.
شیوههای مکمل
در برخی از کشورهای جهان، متولیان آموزشی سعی میکنند تا به هر شکل ممکن از هیجان و استرس امتحان بکاهند تا دانشآموزان و دانشجویان با آرامش، آموختههای خود را، فقط برای آگاهی از توان و میزان فراگیری خود، محک بزنند.
در مدرسه دخترانه تورس گرین گریل در بیرمنگام انگلیس، پیش از برگزاری هر آزمون، همه دانشآموزان باید یک عدد موز خورده و سپس امتحان را آغاز کنند. جالب این که در طول برگزاری امتحان، موسیقی کلاسیک برای آرامش دانشآموزان پخش میشود.در یکی از مدارس پسرانه لیورپول انگلیس نیز قبل از هر آزمون و یا حتی در طول برگزاری آزمون دانشآموزان برای رفع استرس به اتاق مخصوصی به نام مکان آرام (Quiet place)، که اتاقی با رنگ آبی است میروند و پس از کسب آرامش، برای امتحان یا ادامه آن آماده میشوند.
فراهم کردن شرایط مناسب برای مطالعه گروهی دانشآموزان در مدرسه، برگزاری کلاسهای آموزشی مقابله با استرس و هیجان در مدارس و دانشگاهها، نه تنها شیوهای برای کنترل هیجان و استرس پیش از برگزاری آزمون است، بلکه نشان میدهد برگزاری آزمون هدفی برای مقابله متولیان آموزشی با دانشجویان و دانشآموزان نبوده و با هر آزمون دانشآموزان و دانشجویان فقط توانایی خود را میسنجند.
کنترل ذهن
قفل کردن ذهن، نتیجه طبیعی هیجان و استرس بالاست؛ چرا که هیجان بیش از حد قدرت تفکر و تمرکز را به شدت کاهش میدهد. حتی در مواردی با وجود کنترل استرس، برای لحظاتی هیجان به شدت بازمیگردد و عملکرد ذهن را مختل میکند.
برای کنترل استرس و بازگشت به آرامش، دست از پاسخ دادن بکشید و به صندلی تکیه کنید. چشمها را ببندید و نفس عمیق بکشید و سعی کنید آرامشتان را بازیابید.اگر احساس کردید هنوز به اعصابتان مسلط نیستید، کمی آب بنوشید و پس از چند لحظه تأمل، دوباره پاسخ دادن را آغاز کنید. آنچه را میدانید، بنویسید. هیچ سؤالی را بیپاسخ نگذارید.
پس از امتحان
بعد از هر امتحان، به هیچ وجه به نتیجه امتحان قبلی فکر نکنید؛ حتی اگر نتیجه امتحان مطابق دلخواه شما نبوده و فکر میکنید نتیجه تلاش خود را نگرفتهاید. فقط به امتحان بعدی فکر کنید و فراموش نکنید شما تا حد توان تلاش کردهاید.
1-در رابطه با استرس های خانوادگی، نتایج حاکی از آن بود که 25% از افراد جامعه مورد پژوهش دچار استرس های خانوادگی بودند که بیشتر آنها متاهل بوده و میزان این استرس با تعداد فرزندان و سن آنها و درآمد و ساعت کاری و وضعیت منزل مسکونی نسبت مستقیم داشت. یعنی هر چه تعداد فرزندان بیشتر و سن آنها کمتر، میزان استرس های خانوادگی هم افزایش می یافت، از طرفی این میزان با میزان کمک همسر و فرزندان در امور خانه داری نسبت عکس داشت. یعنی هرچه کمک بیشتر بود، میزان استرس در این بخش کمتر بود.
2-در رابطه با استرس های شخصیتی که10% افرد دچار آن بودند، نتایج مطالعه حاکی از آن بود که بیشتر افراد مجرد و کسانی که کمتر ورزش می کردند دچار استرس در این بخش بودند.
3- در رابطه با استرس های ارتباطی، نتایج نشان داد این نوع استرس بیشتر در افراد با سابقه کاری کم و کسانی که به تازگی ازدواج کرده بودند دیده می شد.
4-در رابطه با استرس های شغلی که60% افراد دارای آن بودند، نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که این استرس در بین افراد با سابقه کار کمتر و تحصیلات پایین و معلومات کم بیشتر دیده می شود، به طوری که90% از افرادی که استرس بالایی داشتند و امتیاز بالای استرس را دریافت کرده بودند،60 % از استرس های شغلی رنج می بردند و این میزان با سابقه کار، مدرک تحصیلی و میزان علاقه به ورزش نسبت عکس و با تعداد فرزند و میزان کمک افراد خانواده و شغل همسر نسبت مستقیم داشت.
روزانه بارها و بارها واژه <استرس> را ميشنويم و بر زبان ميآوريم:
< امتحان دارم، واي چقدر استرس دارم.>
< اين استرس بچهها موقع بازي بود كه نتوانستند گل بزنند.>
< آنقدر استرس داشتم كه موقع مصاحبه نتوانستم حرف بزنم>!
اما واقعا استرس چيست؟ چه عواملي باعث ميشود يك موقعيت يا وضعيت خاص را<استرسزا>
بدانيم و ديگري را نه؟ استرس چه تاثيري بر سلامت رواني و جسمي ما دارد؟ آيا ممكن
است استرس براي ما مفيد هم باشد؟چطور ميتوان ضررهاي استرس را بر سلامتمان كم
كنيم؟در اين باره هم شايد حرف و بحث زيادي شنيده باشيد، اما مرور همه اين نكات در
كنار هم به همراه جديدترين مطالعات انجام شده در اينباره، خالي از لطف و فايده
نخواهد بود
.
و تو چه ميداني كه استرس چيست؟
..
استرس واكنش جسمي انسان به يك تحريك دروني يا بيروني است. يك عامل استرسزاي واقعي
يا ذهني باعث بهوجود آمدن واكنشهايي در انسان ميشود. از تپش قلب و تعريق زياد
گرفته، تا لرزش دست و بيقراري. موقعيت واقعي مانند زماني است كه در خيابان خلوتي
با يك سگ وحشي و عصباني روبهرو ميشويم و موقعيت ذهني استرسزا وقتي است كه
درباره آينده شغليمان نگران هستيم. واكنش بدن در اين موقعيتها، كه استرس نام
دارد، مجموعهاي پيچيده از وقايع رواني و جسمي است كه براي مقابله با موقعيت
پرخطر، ضروري است. عوامل استرسزا، وقايع و موقعيتهايي هستند كه باعث تحريك اين
واكنشها ميشوند. به طور كلي دو نوع عامل استرسزا داريم: برخي از آنها
فيزيولوژيك يا جسمياند، مثل ورزش، بيماري و هر نوع آسيب جسمي مواجه شدن با آلودگيهاي
محيطي يا تغييرات دمايي شديد. برخي عوامل نيز رواني هستند، مانند كنار آمدن با
هيجانهاي شديد، تلاش براي كنترل موقعيتهاي اجتماعي دشوار، سر و كار داشتن با
افكار ناراحت و روابط مغشوش و ...
مقابله با استرس
.
استرس نتيجه زندگي است. در دنياي امروز بسياري از مردم نميتوانند با عوامل استرسزاي
مهم زندگيشان مبارزه كنند يا از آن بگريزند، چرا كه منشا استرس خود را نميدانند و
نياموختهاند كه چطور با آن مقابله كرده و كنترلش كنند. با آموختن راههاي مقابله
با استرسهاي روزمره اكثر افراد ميتوانند زندگي سالمي را- حتي با وجود استرسها -
داشته باشند. استراتژيهاي مقابله، واكنشهاي رفتاري و فرآيندهاي فكري هستند كه
افراد براي كنار آمدن فعالانه با استرس به كار ميگيرند. سه نوع استراتژي براي
مقابله با استرس شامل استراتژي هاي مسئله- محور، هيجان- محور و نيز روشهاي حمايت
اجتماعي هستند كه برخي مفيد و برخي مضرند.
1 استراتژيهاي مسئله-
محور .
برنامهريزي، رويارويي و فعاليتهاي حل مسئله، رفتارهايي هستند كه آثار منفي عوامل
استرسزا را مستقيما كاهش داده يا حذف ميكنند. به عنوان مثال، اولويتبندي كردن
امور، برنامهريزي براي مديريت بهتر پول و زمان، برنامهريزي براي دوران بازنشستگي
يا دوباره آموختن يك شغل يا حرفه، استراتژيهايي هستند كه باعث ميشوند فرد كنترل
بهتري روي موقعيتهاي پراسترس پيدا كند. شناختن عوامل استرسزا در زندگي و اين حس
كه من روي آنها تسلط دارم باعث ميشود كمتر دچار پريشاني شده و به همين دليل سلامت
ما هم كمتر تحت تاثير آن قرار بگيرد.
نوشتن يادداشت روزانه يكي از راه هاي ساده و بسيار موِثر از اين دسته است اگر
وقايع روزانه، افكار و احساساتتان را بهصورت مكتوب داشته باشيد،كنار آمدن با
استرسورهاي روزانه برايتان راحتتر خواهد شد. ارايه اين افكار در يك نشريه بهطور
منظم، اجازه تمركزها بر پاسخهاي عاطفيتان مي دهد. هيچ قانوني براي نوشتن كارآمد
وجود ندارد. برخي شعر، يا قالبنامه يا ... را ترجيح ميدهند. سعي كنيد در نوشتهتان
درباره مشكلات موجود حرف زد. و راهحلهاي را بيان كنيد.
2 استراتژيهاي
هيجان- محور
.
بهجاي مواجهه مستقيم با عوام استرس زا، برخي اين استراتژيها را ترجيح ميدهند.
چنين تغييراتي وقايع را كمتر تهديدآميز جلوه ميدهند. مكانيسمهاي دفاعي مانند
<انكار> از اين جملهاند. برخي افراد پراسترس به واكنشهاي ديگري مانند: خوردن
بيش از حد يا مصرف تنقلات بيارزش روي ميآورند. برخي ديگر به سوءمصرف الكل پناه
ميبرند. چنين سبكهاي زندگي ناسالمي، ممكن است حتي به توليد استرس بيشتر منجر
شود. استراتژي هاي هيجان- محور ميتوانند آثار نامطلوبي براي فرد و نيز اطرافيان
او داشته باشد. چنين افرادي نياز دارند كه دريابند استرس جزئي از زندگي آنهاست.
تلاش براي فرار از عوامل تنش زا يا انكار آنها معمولا نميتواند اثر درازمدت استرس
را بر سلامت انسان كاهش دهد
.
البته همه استراتژيهاي هيجان- محور را نميتوان مردود انگاشت. برخي كمك كنندهاند،
بهخصوص اگر در آرامش فكري فرد موثر بوده يا او را به تفكر مثبت تشويق كند. بذلهگويي
ميتواند بهعنوان خنثيكننده استرس عمل كند، چرا كه از بار وقايع ناگوار كم ميكند.
به عنوان مثال كساني كه در، توفان خانهشان كاملا تخريب شده و بر سر در آن تابلويي
با عبارت <به فروش ميرسد> نصب ميكنند، از اين روش براي رهايي از اين محنت
و پريشاني خود بهره ميبرند. ارزيابي و نگرش سازنده از موقعيت پرتنش، يك استراتژي
هيجان- محور محسوب ميشود كه مفيد هم هست. بسياري ورزشكاران موفق هر رقابت ورزشي
را فرصت براي به چالش كشيدن خود و كسب برتريهاي بيشتر ارزيابي ميكنند. با
برخورد با يك رقابت بهعنوان يك چالش و نه تهديد، ورزشكاران با احتمال كمتري آثار
تخريبي هيجاني و جسمي استرس را بر عملكرد خود تجربه ميكنند.
3-استراتژيهاي حمايت اجتماعي
.
اين استراتژيهاي شامل جستجوي توصيهها، كمك و يا مشاوره دوستان و يا خويشاوندان
است. شركت در گروههاي حمايتي يا مراسم معنوي و مذهبي از اين جملهاند. نمونههاي
تاثير چنين استراتژيهايي را نه تنها در سطح يك فرد بلكه در سطح كل جامعه هم ميبينيم.
وقتي واقعه ناگواري مانند زلزله در يك جامعه رخ ميدهد، كمك سازمانهاي داوطلبانه
مانند هلالاحمر از همين نوع است. اين كمكها فقط شامل ا مدادرساني به مجروحان، يا
تهيه كمپ و چادر براي آنها نيست، بلكه نوعي حمايت رواني و اجتماعي است كه باعث ميشود
اثرات ناگوار زخمي كه بر روح و جسم قربانيان وارد شده، كمكم التيام يابد. تنها
دانستن همين مطلب كه افراد ديگري، ولو افراد غريبه و بيگانه، تمايل دارند به آنها
كمك كنند، باعث آرامش و احساس قوت قلب براي اكثر افراد محنت زده ميشود.
هدف اصلي در اكثر فعاليتهاي ريلكسيشن، آموختن آن است كه چطور عضلات اسكلتي بدن را
در حالت هوشياري ذهني ريلكس كنيد. در اينجا چند روش كلي را براي انجام اين گونه
فعاليت ها معرفي ميكنيم
.
يك نفس عميق، يك زندگي: در هنگام بروز حملات اضطرابي (پانيك) اكثرا افراد دچار
هايپرونتيلاسيون يعني تنفسهاي تند، بريدهبريده و كمعمق ميشوند. چنين تنفسي
باعث ايجاد تغييراتي در غلظت مواد شيميايي خون ميشود كه آن هم به نوبه خود ضربان
قلب را افزايش و موجب حالت گيجي و منگي ميشود. با تمرين تنفس بهصورت عميق و
آهسته، افراد پراسترس ميتوانند احساس آرامش بيشتري كرده و در عين حال مواد
شيميايي موجود در خونشان به حالت طبيعي برخواهد گشت. تمركز بر تنفس عميقتر يك
فايده ديگر نيز دارد و آن اين كه توجه انسان را از عامل استرسزا منحرف كرد ه و
به خود عمل تنفس معطوف ميسازد. تعداد تنفس انسان در شرايط طبيعي بهطور ميانگين
12 تا 18 بار در دقيقه است. اما براي آن كه بتوانيد ريلكس شويد، بايد تنها 8 تا 10
بار در دقيقه نفس بكشيد. نكته كليدي آن است كه پشتسر هم نفس عميق بكشيد و براي
اين كار عضلات شكمي خود را منقبض كنيد تا دريابيد نفس عميق چه تاثير حسي متفاوتي
از الگوي معمول شماخواهد داشت. تحقيقات نشان ميدهد تنفس عميق روشي است ساده و
سريع براي كاهش اثرات منفي استرس بر سلامت فرد. هر زمان حس كرديد هيجان يا استرس
در شما شروع شده، ميتوانيد از اين تكنيك بهره ببريد. بلافاصله قبل از شروع
امتحان بعدي، ارائه كنفرانس يا مصاحبه شغليتان با چنين روش ساده براي تنفس عميق
خود را در ريلكس كنيد
.
يك، دو، سه: از فرق سر تا نوك پا: عليرغم آن كه برخي درجات انقباض عضلات اسكلتي براي
وضعيت راحت بدن ضروري به شمار ميروند، با اين حال انقباض بيش از حد در عضلات
پيشاني، پوست سر و فك و گردن، ميتواند موجب بهوجود آمدن سردرد نوع فشارنده شود.
افراد پراسترس غالبا در ظاهر منقبض و اخمو به نظر ميرسند، چرا كه عضلات صورت و
مشت آنها حالت انقباضي دارد. چنين افرادي حتي درحالت استراحت هم حس ميكنند عضلات
آنها كشيده و منقبض است. تكنيك ريلكس پيش رونده عضلات به افراد ميآموزد كه چگونه
تفاوت بين يك عضله در حال انقباض و عضله در حال استراحت را درك كنيم. هر شخص درمييابد
كه چگونه به اراده خود عضلات منقبض را شل كند و حس آرامش و استراحت آنها را
آگاهانه درك كند. وقتي عضلات اسكلتي فردي كاملا ريلكس شد، فرد خودبهخود آرامش
يافته و احساس راحتي ميكند. ميتوانيم از اين تكنيك براي به خواب رفتن هم بهره
ببريم
.
تمركزكنيدتا آرامش بيابيد: برخي افراد با مناجات كردن يا مديتيشين، كم شدن استرس
را تجربه ميكنند. مديتيشن عملي است كه فرد با تمركز روي يك تك واژه، يك موضوع يا
انديشه، به آرامش دست مييابد. مديتيشن در حالت پُري ذهن عبارت است از انواع
مختلفي از روشهاي ريلكسيشن كه تمام توجه شما را بر روي عملي متمركز ميكند كه در
همان لحظه انجامش ميدهيد. به جاي تكرار يك كلمه يا فكر كردن صرفا به يك موضوع يا
شيء خاص، به افكار خود اجازه ميدهيد كه جاري شوند و كل احساسات و افكار شما را در
برگيرند. برخي افراد از تنفس عميق و وضعيتهاي خاص يوگا براي رسيدن به چنين حالتي
استفاده ميكنند. ميتوان از اين روش براي كاهش استرس در هنگام فعاليتهاي روزمره
و معمولي مانند غذا خوردن يا راهرفتن استفاده كنيد و يا به هنگام مطالعه در
موضوعي جالب مانند عكاسي، نقاشي يا حتي جمع كردن كلكسيون تمبر! با انجام اين تكنيك
به طور منظم، ميآموزيد كه چطور ذهن خود را تنظيم كنيد كه به چه چيزي توجه نشان
دهد و واكنشهاي منفي خود را به استرس كم كنيد. توجه محافل علمي به ارزش مديتيشن
به عنوان تكنيكي براي مديريت استرس با بررسي Tm يا
مديتيشن متعاليدر دهه 1960 آغاز شد. دانشمندي به نام هربرت بنسون در سال 1970، با
مطالعه درtm مدلي
جديد براي ريلكسيشن ارائه كرد. روش پيشنهادي او براي كاهش جريان خون و نيز درمان
سوءمصرف مواد موثر است. روش بنسون به اين ترتيب است كه ابتدا مكان ساكتي براي آن
كه بتوانيد 10 تا 20 دقيقه به راحتي بنشينيد، پيدا كنيد. چشمهايتان را ببنديد، به
حالت طبيعي نفس بكشيد روي تكرار يك كلمه يا يك فكر خوشايند تمركز كنيد. بهطور
پيشرونده، هر گروه از عضلاتتان را ريلكس كنيد. از پاها شروع كنيد و به ترتيب بالا
بياييد تا به صورت برسيد. بعد از ريلكس كردن همه عضلات 10 دقيقه همين حالت را حفظ
كنيد. وقتي براي وضع هوشياري طبيعي آماده شديد، چشمها را باز كرده، بايستيد و
عضلاتتان را بكشيد
.
دنيا را تخيل كنيد: تخيل فعاليتي ذهني است كه اغلب با تمرينهاي ريلكس پيشرونده
عضلات تركيب شده تا ريلكسيشن عضلات را كامل كند. افراد بعد از ريلكس كردن عضلاتشان
درباره حسهاي خوشايند و آرامبخش فكر ميكنند. قوه تخيل يا تجربيات گذشته ميتواند
ذهن را هدايت كند. آن قدر در پروراندن آن حس پيش ميروند تا بتوانند تصوير واضحي
از آن در ذهن خود ببينند. آن گاه به سراغ حس ديگري رفته و همين روند را تكرار ميكنند.
به عنوان مثال شخصي كه از فعاليتهاي خارج از منزل لذت ميبرد، بالا و پايين رفتن
بر روي جريانات آب رودخانهاي را در حال قايق سواري تخيل ميكند. در اين حالت
احساس آرامشبخش شناوري ملايم بر روي آب، آواز پرندگان و نيز جريان آب را همزمان
تصور ميكند. تخيل يا تصويرسازي، ميتواند راهي خلاقانه و لذتبخش براي رهايي ذهن
از فكر كردن درباره مشكلات باشد. ورزشكاران، بازيگران و مجريان، اغلب براي كم كردن
استرس و بهبود عملكرد خود از اين تكنيك استفاده ميكنند. گرچه اين تكنيك جايگزين
فعاليتهاي عملي و واقعي نميشود، ولي اغلب براي ورزشكاران در رقابتهاي قهرماني
مفيد است.
با خودتان سخن بگوييد: شايد شما هم اين موضوع را تجربه كردهايد كه درست در هنگام
مواجهه با استرسها و مواقع حساس افكار منفي و آزار دهندهاي در ذهن شما جوانه ميزند
و ساز مخالف با تواناييهاي شما ميزند. با شناسايي اين نوع افكار و حملات منفي و
جايگزين كردن آنها با عبارات مثبت خطاب به خودتان، ميتوان بار استرس را كم كرد.
صحبت كردن با خود، انعكاسدهنده نگرشهاي فرد به خود اوست و اگر از نوع مثبت و
تشويقي باشد، اعتمادبهنفس آدم را هم تقويت ميكند. البته داشتن نگاه مثبت به خود
و بيان اين نگاه، براي كساني كه عزتنفس و اعتمادبهنفس پايين دارند، بسيار سخت
است. افراد با عزتنفس پايين، دائم خود را نقد ميكنند و موضعي عليه خود دارند و
معمولا نسبت به خصوصيات مثبت خود بياعتنا هستند. به اصطلاح هميشه به خود سركوفت
ميزنند. براي انجام دادن تكنيك صحبت با خود، حداقل به سه جمله خبري و تاكيدي
درباره خود بينديشيد. سه جمله درباره احساسات، عملكردها، مهارتها و خصوصيات شما.
مثلا درباره خصوصيات ظاهري خود ميتوانيد بگوييد<امروز خيلي خوشگل به نظر ميرسم.>
يا براي تشويق خود تكرار كنيد: <من ميتوانم از پس اين مشكل بربيايم.> قدرت
هاي دروني خود را چنين بيان كنيد: <ميدانم كه ميتوانم به اين سوال جواب درست
بدهم.> اين جملات مثبت را در يك كارت كوچك بنويسيد و جايي نصب كنيد كه هر روز
چشمتان به آن بيفتد. هر روز با خودتان تكرارشان كنيد. وقتي حس ميكنيد كلافه و
پريشان هستيد، بيشتر به آنها توجه كنيد
.
با توجه به كل روش هاي ذكر شده، ميتوانيد برنامه روزانه ريلكسيشن خود را چنين
تنظيم كنيد: ابتدا عضلاتتان را گروهگروه ريلكس كنيد، سپس با <تخيل> و
تصويرسازي پيش برويد و با تكرار جملات مثبت درباره خودتان تكميلش كنيد. بيشتر روشهاي
ريلكسيشن را خيلي راحت ميتوانيد ياد بگيريد، ولي براي آن كه موثر واقع شوند، بايد
پشتكار و اراده كافي براي تمرين اين مهارتها به خرج دهيد. همه اين تكنيكها را
امتحان كنيد و ببينيد كدام يك براي شما موثرتر است. مستقل از اينكه كدام روش را
انتخاب كردهايد، بايد روزانه 10 تا 20 دقيقه براي تمرين اين فعاليتها كنار
بگذاريد. شايد در ابتداي كار، ياد گرفتن اين كه چگونه ريلكس شويد، كار راحتي نباشد
اما اگر حداقل يكي از اين تكنيكها را هر روز انجام دهيد در عرض يكي دو هفته بر
آن مسلط خواهيد شد.
حتي ورزش كنيد: فعاليت بدني، چه در سالن بسكتبال باشد و چه پيادهروي در يك باغ
يا پارك، ميتواند در كاهش استرس موثر باشد. چرا كه ذهن انسان را از موضوع استرسرا
منحرف كرده و به جنبههاي لذتبخش معطوف ميكند. صرفنظر از اين فايده رواني،
ورزش، با سوزاندن انرژي اضافي حاصل از استرس، اثرات منفي آن را بر بدن كاهش ميدهد.
به علاوه، شركت در يك فعاليت ورزشي گروهي سلامت معنوي و اجتماعي انسان را هم بهبود
ميبخشد. طبق نظر انجمن بينالمللي روانشناسي ورزشي ، ورزش منظم باعث بهبود خلق
انسان و نيز تصوير شخص از خودش ميشود و از طرف ديگر اضطراب و استرس را كاهش ميدهد.
دانشمندان دريافتهاند كه ورزش يا هر نوع فعاليت بدني ملايم، ميتواند عملكرد
سيستم ايمني بدن را تقويت كرده و علايم افسردگي و اضطراب را كاهش دهد. البته
فعاليت بدني شديد ميتواند موجب خستگي شديد يا آسيب بافت عضلاني شده و استرس را تشديد
كند. در نتيجه ورزشكاراني كه در تمرينهاي فشرده شركت ميكنند، سيستم ايمني كارآيي
ندارند. در طي فعاليت ورزشي شديد مانند دويدن، سيستم عصبي اندورفين را ترشح ميكند
كه احتمالا مسئول ايجاد حس "اوج" در دوندگان باشد، احساسي از در اوج
بودن و سلامت كه دوندگان مسافتهاي طولاني اغلب تجربه ميكنند. همانطور كه اشاره
شد، اندورفين فعاليت اجزاي خاصي از سيستم ايمني را كم ميكند و به نوعي عملكرد آن
را متعادل ميسازد. برخي ورزش هاي خاص مانند تايچي و يوگا به افزايش انعطاف بدن،
كاهش استرس و تقويت اعتماد به نفس كمك ميكنند. هنگامي كه اشخاص حركات بسيار ملايم
و موجوار تاييچي را انجام ميدهند، روي انجام اين فعاليتها متمركز ميشوند و
افكار ديگري را كه ذهنشان را بهخود مشغول كرده، كنار ميگذارند.
يوگا نيز مجموعهاي است از تمرينات ورزشي خاص، تكنيكهاي تنفسي و رژيمهاي غذايي خاص
براي دستيابي به بدن سالمتر و استرس كمتر. در يوگا ، فرد بدنش را طوري به آهستگي
حركت ميدهد كه عضلات اسكلتياش كشيده شود. در اين حالت، احساس آرامش و تازگي ميكند.
عليرغم آن كه فوايد فعاليتهاي بدني و رژيم هاي غذايي آن پايه علمي- بر اساس علم
امروز- ندارند، اما موجب تقويت انعطافپذيري عضلات و كاهش استرس ميشوند. البته
بهتر است قبل از امتحان كردن اين ورزشها با پزشك خود مشورت كنيد.
|
|
ويژگيهاي جغرافيايي، تاريخي، سياسي و اداري شهرستان
مياندوآب:
ويژگيهاي جغرافياي تاريخي شهرستان مياندوآب :
مياندوآب بدليل واقع شدن در ميان زرين رود و سيمينهرود به اين اسم نامگذاري شده
است. در طول تاريخ اقوام مختلفي چون مادها، ماناها، اورارتوها، كردها و سلجوقيان،
تركها و مغولها در اين نواحي سكونت يافتهاند. «خواندمير» در حبيبالسير به جنگ
بين آپاراخان وخواجه غياثالدين محمد اشاره كرده و چنين مينويسد: در حوالي زرينهرود
هر دو لشكر به هم رسيده و پس از پيروزي آپاراخان هلاكوخان مغول قريه حسينآباد را
كه در چند كيلومتري جنوب مياندآب ميباشد به پايتخت تابستاني انتخاب كرده و زرينهرود
را به افتخار پسر چنگيزخان جغتاي (جغتو) نامگذاري نمود.
ويژگيهاي سياسي و اداري شهرستان مياندوآب :
اين شهرستان در 164 كيلومتري جنوبشرقي مركز استان آذربايجانغربي (اروميه) و بين
شهرستانهاي بوكان و مهاباد و شاهيندژ و ملكان واقع گرديده است. و آبهاي درياچه
اروميه شمالغربي آن را تشكيل ميدهد و حدود شمالي آن مرز مشترك آذربايجانشرقي را
دربر ميگيرد و داراي سه بخش به نامهاي مرحمتآباد، مركزي و باروق و 11 دهستان ميباشد،
بخش مرحمتآباد با دهستانهاي مرحمتآباد شمالي و مرحمتآباد مياني، بخش مركزي با
دهستانهاي زرينهرود، زرينهرود جنوبي، زرينهرود شمالي، مرحمتآباد، مرحمتآبادجنوبي،
مكريان شمالي و ... .
بخش باروق با دهستانهاي باروق، آجرلوي شرقي و آجرلوي غربي .
ويژگيهاي جغرافياي طبيعي شهرستان مياندوآب :
ـ موقعيت، حدود و وسعت شهرستان مياندوآب :
شهرستان مياندوآب با وسعت 223300 هكتار حدود 18/4 درصد از سطح استان را به خود
اختصاص ميدهد. اين شهرستان در محدوده ارتفاع 1000 تا بيش از 2000 متر از سطح دريا
ميباشد. از سطح
شهرستان 33/11 درصد را تپهها و 67/88 درصد بقيه را اراضي دشتي، سيلابي و ...
تشكيل ميدهند و از نظر موقعيت جغرافيايي در 46 درجه و 6 دقيقه طول جغرافيايي و 36
درجه و 46 دقيقه عرض جغرافيايي قرار گرفته است.
ـ كوههاي شهرستان مياندوآب :
شهرستان مياندوآب از نظر توپوگرافي، تپه ماهوري و جلگهاي است. بجز در شرق
مياندوآب در دامنههاي سهند درآن واقع است اكثراً تپه ماهوري و هرچه به طرف شهر
مياندوآب نزديك ميشويم از ارتفاع آنان كاسته ميشود.
بلندترين ارتفاع كوههاي مرز آذربايجانشرقي و غربي در محل ربط با ارتفاع 2832 متر
است و كوههاي جانآقا، عثمان اولن، آيدشه و ارتفاعات نوروز لو (سد انحرافي نوروزلو
در پاي اين كوه بر روي زرينهرود احداث شده) 1450 متر ارتفاع دارند. همچنين كوه
قشلاقلو با ارتفاع 1370 متر و ارتفاعات خطايي در اطراف تالاب چنگيزگلي با ارتفاع
1450 متر و كوه تلخاب يا قزل كوه در حد فاصل مهاباد و مياندوآب با ارتفاع 1645 متر
ميباشد.
http://www.miandoab-ag.ir/tabiepic_files/image006.jpg
ارتفاعات نوروزلو شهرستان مياندوآب
http://www.miandoab-ag.ir/tabiepic_files/image008.jpg
نمايي از كوههاي جان آقا در مياندوآب
ـ دشتهاي شهرستان مياندوآب :
در شهرستان مياندوآب، دشت مياندوآبغربي، مياندوآب شرقي و باروق واقع شده است كه
در مورد اين دشتها توضيحاتي ارائه ميگردد.
http://www.miandoab-ag.ir/tabiepic_files/image010.jpg
نقشة پراكنش دشتهاي جنوب استان
ـ دشت مياندوآبغربي :
دشت مياندوآبغربي مساحتي برابر 47100 هكتار دارد و در جنوب درياچه اروميه واقع
شده و داراي 75 پارچه آبادي ميباشد. عمدهترين محدوديتهاي اراضي قابل كشت آبي در
اين دشت مربوط به مسائل شوري، ماندابي و عوامل كيفي خاك است.
رودخانه سيمينهرود در محل ساري قميش از دشت حاجيآباد خارج شده و به دشت مياندوآبغربي
وارد ميشود و اين دشت را آبيلري ميكند.
ـ دشت مياندوآبشرقي :
دشت مياندوآبشرقي با مساحتي 32300 هكتار در جنوب و جنوبشرقي درياچه اروميه قرار
گرفته است. آب زرينهرود كه زهكش اصلي اين دشت را تشكيل ميدهد در محل سد نوروزلو
ذخيره شده و بصورت منظم مورد استفاده مصارف كشاورزي اراضي آبخور در پاييندست قرار
ميگيرد.
http://www.miandoab-ag.ir/tabiepic_files/image022.jpg
ـ دشت باروق :
دشت باروق با مساحت 14200 هكتار در شمال دشت شاهيندژ و جنوبشرقي درياچه اروميه
قرار گرفته است. عمدهترين محدوديت اراضي قابل آبياري اين دشت محدوديت از نظر جنس
خاك و توپوگرافي ميباشد. محصولات كشاورزي اصلي در كشت آبيگندم و جو و در كشت ديم
نيز گندم و جو ميباشد. از نظر آب سطحي قوري چاي رژيم اصلي اين دشت به حساب ميآيد.
از آب زرينهرود نيز به وسيله سد انحرافي نوروزلو براي آبياري زمينهاي دشت باروق
استفاده ميشود. ضمناً از آبهاي زيرزميني نيز در اين دشت استفاده ميگردد.
rnaim
05-01-2009, 14:52
ـ درههاي شهرستان مياندوآب :
در شهرستان مياندوآب درههاي دلمه و دره علييار و قابل اهميت و مورد توجه و
علاقه و گردشگران و علاقمندان به طبيعت است:
http://www.miandoab-ag.ir/tabiepic_files/image012.jpg
منظرهايي از درههاي زيباي شهرستان مياندوآب
ـ دره دلمه :
دره دلمه كه در پاييندست سد انحرافي نوروزلو قرار گرفته به لحاظ گزستانهاي ساحل
رودخانه و خوش آب و هوا بودن آن مورد توجه گردشگران طبيعت و علاقمندان به صيد
تفريحي است.
ـ دره علييار :
دره علييار كه در مسير مياندوآب به شاهيندژ واقع شده به لحاظ چمنزارهاي اطراف
بيشتر مورد توجه شهروندان مياندوآب قرار ميگيرد.
ـ منابع آب شهرستان مياندوآب :
منابع آب شهرستان مياندوآب را در سه بخش آبهاي سطحي (رودخانهها)، آبهاي
زيرزميني (چشمهها، قنوات و چاهها) وآبهاي راكد(تالابها، درياچهها) بررسي مينماييم.
ـ آبهاي سطحي شهرستان مياندوآب :
ـ رودخانه ها :
رودخانههاي شهرستان مياندوآب از رودخانههاي دائمي و پرآب حوزه آبريز درياچه اروميه
بوده و از كوههاي كردستان و زمزيران و شاخههايي از آن از حد مرزي استان آذربايجانغربي
با استان زنجان و استان آذربايجانشرقي (سهند) سرچشمه ميگيرند و در جهات شمال به
جنوب و شرقي به غربي شهرستان جاري هستند و در قسمتهاي عليا از قعر درههاي عميق
ميگذرند كه طرفين آنها را كوههاي مرتفعي احاطه كرده است و در قسمت سفلي با بستر
عريض متوجه درياچه اروميه ميشوند، رودخانههاي جاري اين شهرستان عبارتنداز:
http://www.miandoab-ag.ir/tabiepic_files/image014.jpg
رودخانههاي شهرستان مياندوآب
ـ رودخانه زرينهرود (جغاتوچاي)
اين رودخانه با طول حدود 240 كيلومتر يكي از پرآبترين رودخانههاي حوزه آبريز
درياچه اروميه ميباشد كه از كوههاي چهل چشمه كردستان و قره الياس بين سقز و بانه
با نام «چم سقز» سرچشمه ميگيرد. اين رودخانه از مجموعهاي از سرشاخههاي دائمي،
فصلي و سيلابي تشكيل ميشود. و 3 شاخه اصلي به نامهاي ساروق چاي، خرخره چاي، سقز
چاي و زرينهرود كه در سد شهيدكاظمي بوكان به هم پيوسته و با ادامه مسير پس از
دريافت شاخههاي هولاسو و آجرلو و شاخههاي فصلي متعدد به طرف درياچه اروميه
سرازير ميگردد.
اين رودخانه در جهت جنوب به شمال به موازات رودخانه سيمينهرود جريان دارد، و در
طول مسير خود از شهرستان شاهيندژ و مياندوآب ميگذرد و در جنوب درياچه ضمن تشكيل
يك دلتاي وسيع به عرض
حدود 10 كيلومتر كه در مراتع پرآبي باتلاقي است در محل روستاي پاييني و قلعه به
درياچه اروميه ميريزد. بر روي اين رودخانه سد شهيدكاظمي احداث شده كه از نظر
ارتفاع از سد ارس مرتفعتر و از نظر اهميت بعد از سد مزبور قرار دارد. اين سد حدود
70 كيلومتر با مياندوآب فاصله دارد. سد انحرافي نوروزلو در حدود 10 كيلومتري
مياندوآب، آب مورد نياز كشاورزي دشت مياندوآب و قسمتي از دشتهاي بناب و ملكان را
تأمين مينمايد. ضمناً در سالهاي اخير قسمتي از آب مشروب شهر تبريز و آذرشهر و چند
شهر ديگر آذربايجانشرقي از آب اين سد تأمين ميشود. سطح حوزه آبريز رودخانه زرينهرود
7160 كيلومتر مربع بوده و در سال آبي 1378 ـ 1379 حداكثر دبي لحظهأي 5/99 مترمكعب
در ثانيه و مجموع دبي سالانه 859/447 ميليون مترمكعب برآورد گرديده است.
http://www.miandoab-ag.ir/tabiepic_files/image016.jpg
نمايي از رودخانه زرينهرود (جغاتو) و مناظر اطراف آن
ـ سيمينهرود ( تاتائو ) :
سرشاخههاي اصلي اين رودخانه از دامنههاي شمالي كوههاي زمزيران و خسرو و ابراهيم
جلال و مام سور سرچشمه ميگيرند. ودر امتداد كلي جنوب به شمال جريان يافته پس از
مشروب نمودن اراضي زير كشت كنارههاي خود به يكديگر ميپيوندد و به رودخانه سيمينهرود
را تشكيل ميدهند. سيمينهرود پس از مشروب كردن دشتهاي مسير خود در امتداد جنوب به
شمال، در جنوبغربي شهر مياندوآب به سمت شمالغربي تغيير مسير داده و پس از عبور
از ميان دشت مياندوآبغربي، به باتلاقهاي حاشيه جنوبي درياچه اروميه وارد ميشود.
از سرشاخههاي پرآب سيمينهرود ميتوان به شاخههاي زنبيل و حمزهآباد اشاره كرد.
سطح حوزه آبريز آن 31/24 كيلومترمربع و در سال آبي 1378 و 1379 حداكثر دبي لحظهاي
9/135 مترمكعب در ثانيه و مجموع دبي سالانه 136/96 ميليون مترمكعب برآورد شده است.
http://www.miandoab-ag.ir/tabiepic_files/image018.jpg
نمايي از سواحل رودخانه سيمينهرود
ـ رودخانه ليلانچاي:
رودخانه ليلان چاي ازشاخههاي فرعي زرينهرود است كه از ارتفاعات جنوبي سهند
سرچشمه گرفته و در مسير خود 40 كيلومتر از جنوب به سوي حنوبغربي تغيير مسير ميدهد.
دبي ساليانه رودخانه در حدود 454 ميليون مترمكعب (ميانگين چهارساله ( 49ـ45 )) ميباشد.
جريان آب اين رودخانه در زمستان اكثراً يخ ميزند و قابل اندازهگيري نميباشد و
حوزه اين رودخانه تماماً داراي ارتفاع كمتر از ساير شاخههاي فرعي زرينهرود است و
در محل پايين كارخانه قند مياندوآب به رودخانه زرينهرود منتهي ميگردد.
http://www.miandoab-ag.ir/tabiepic_files/image020.jpg
نمايي از رودخانة ليلان چاي كه به زرينهرود منتهي ميشود
rnaim
05-01-2009, 14:54
آبهاي زيرزميني شهرستان مياندوآب :
آبهاي زيرزميني شهرستان مياندوآب را در سه بخش چشمهها، قنوات و چاهها مورد بررسي
قرار ميدهيم.
ـ چشمهها و قنوات شهرستان مياندوآب :
چشمههاي اين شهرستان اغلب در مناطق كوهستاني ظاهر گرديدهاند و بهرهبرداري از آب
زيرزميني از طريق چشمه و قنات مرسوم نميباشد.
ـ چاههاي شهرستان مياندوآب :
در شهرستان مياندوآب تعداد 2538 حلقه چاه وجود دارد كه مجموع تخليه سالانه اين
تعداد چاه در سال آبي 1380 ـ 1379 به ميزان 625/124 ميليون مترمكعب بوده است. از
مجموع چاههاي مذكور تعداد 133 حلقه چاه عميق با تخليه سالانه 268/21 ميليون
مترمكعب و تعداد 2405 حلقه چاه نيمه عميق با تخليه سالانه 268/21 ميليون مترمكعب و
تعداد 2405 حلقه چاه نيمه عميق با تخليه سالانه 357/103 ميليون مترمكعب مورد بهرهبرداري
قرار ميگيرد.
بطوركلي عمق متوسط سطح ايستايي آبهاي زيرزميني سطحي در بيشتر نقاط كمتر از 2 متر و
سفرههاي آب زيرزميني عميق مياندوآب با عمق متوسط 90 متر و حداكثر عمق سفره 120
متر ميباشد سطح اين سفره 1100 كيلومترمربع و حجم مفيد آن 2 ميليارد مترمكعب ميباشد.
شيب و جهت جريان آب سفره مذكور از جنوب به شمال و به سمت درياچه اروميه است و
هدايت الكتريكي آب سفره زيرزميني عميقي دشت مياندوآب 5000 ـ 500 ميكروموس بر
سانتيمتر ميباشد.
ـ آبهاي راكد شهرستان مياندوآب :
آبهاي راكد شهرستان مياندوآب در سه بخش سدها، تالابها و درياچهها بررسي مينماييم.
ـ تالابهاي شهرستان مياندوآب :
ـ تالاب چنگيزگلي :
تالاب چنگيزگلي در حد فاصل سه روستاي سبز، قرهگول و خطايي در جنوب مياندوآب قرار
دارد. موقعيت جغرافيايي آن در َ4 ، ْ46 طولشرقي وَ52 ، ْ36 عرض شمالي است اين
تالاب در زمره تالابهاي بوجود آمده در اراضي طغياني شاخههاي سيمينهرود بوده و
همچنين از تجمع هرزآبهاي تپه ماهوري جنوب و غرب روستاي خطايي تشكيل ميشود كه چند
چشمه كوچك نيز در كنار اين تالاب ديده ميشود. تالاب چنگيزگلي در حدود 12 كيلومتري
جنوب و غرب شاخه اصلي سيمينهرود قرار دارد. ارتفاع آن از سطح دريا 1290 متر است.
و در جنوب و جنوب غرب توسط خط ميزان منحني 1300 متر محاط شده است. بيشترين طول و
بيشترين عرض آن حدود 5/3 كيلومتر است. سطح آن متغير است و برحسب پرآبي يا كم آبي
داراي نوسان است و اين نوسانات در بخش تمامي آن محسوس ميباشد و چون بخش جنوبي آن
بوسيله تپههايي محاط شده است كم و بيش مرز پايداري در اين قسمت است. شبكههاي
كانال آبرساني و زهكشي حوزه سيمينهرود دراين ناحيه گسترش يافته است و يكي از شاخههاي
زهكشي مستقيماً از حاشيه تالاب حفر شده و موجبات زهكشي آب تالاب را فراهم آورده
است تالاب چنگيزگلي تالاب فصلي است راههاي دسترسي به اين تالاب از جاده احداث شده
در حاشيه زهكشي و راههاي فرعي روستاهاي قرهگل، خطايي و سبزي است.
http://www.miandoab-ag.ir/tabiepic_files/image026.jpg
تالاب چنگيز گلي در فصل پرباران
ـ سدهاي شهرستان مياندوآب :
در محدوده اين شهرستان يك سد انحرافي بنام نوروزلو (سدانحرافي نوروزلو) احداث شده
است. اين سد در 15 كيلومتري جنوبشرقي مياندوآب در جوار قريه نوروزلو واقع گرديده
است. اين سد داراي 510 متر طول تاج و 16 متر عرض تاج بوده و ارتفاع آن 6 متر ميباشد.
سطح درياچه پشت آن به 1000 هكتار ميرسد.
آب اين سد توسط كانالهاي شرق و غرب احداثي دشت مياندوآب را آبياري ميكند و حدود
سه سال است كه قسمتي از آب شرب تبريز و بناب و آذرشهر و چند شهر آذربايجانشرقي از
اين سد تأمين ميگردد.
http://www.miandoab-ag.ir/tabiepic_files/image028.jpg
نمايي از سد نوروزلو و چشمانداز زيباي آن
ـ درياچه ها :
اين شهرستان در حريم اروميه واقع شده است كه در اين زمينه در بخش اروميه مطالبي
ارائه گرديده است.
زمينشناسي شهرستان مياندوآب :
طبق نقشه زمينشناسي ايران تشكيلات زمينشناسي اين منطقه بشرح زير است:
تشكيلات دوران چهارم عمدتاً بصورت رسوبات جديد تراسهاي قديمي و چين خورده در دشتهاي
اطراف مسير رودخانه زرينهرود و سيمينهرود است كه از شمال به جنوب گسترده ميباشد.
ـ لرزه خيزي :
براساس آخرين نظريات علمي در تقسيمبندي استان آذربايجانغربي برحسب پيشبيني
احتمال وقوع زلزله محدوده شهرستان مياندوآب از نواحي بدون تخريب ميباشد.
http://www.miandoab-ag.ir/tabiepic_files/image030.jpg
وضعيت قرارگيري شهرستان مياندوآب در نقشة پهنهبندي زلزله
خاكشناسي شهرستان مياندوآب :
خاكهاي مطالعه شده در اين شهرستان عمدتاً جزء خاكهاي كلاسهاي III
و II است كه در بخشهاي مرتفعتر عمق خاك كم و در بخشهاي
مسطح خاكها نيمه عميق تا عميق هستند. به دليل وجود عوامل بازدارنده گوناگون سطح
شهرستان براي كاربريهاي زراعت آبي 75 درصد از وسعت شهرستان محدوديت شديد، 15 درصد
محدوديت كم و 10 درصد محدوديت خيلي كم دارند. براي كاربري ديم 69 درصد از مساحت
شهرستان محدوديت شديد، 2 درصد محدوديت زياد و 29 درصد محدوديت متوسط دارد و براي
كاربري مراتع و چراگاه 88 درصد از مساحت شهرستان محدوديت شديد، 6 درصد محدوديت
زياد و 6 درصد محدوديت متوسط دارد.
پوشش گياهي شهرستان مياندوآب :
ـ جنگلها :
پوشش گياهي غالب اين شهرستان عمدتاً مرتعي بوده و جنگل در اين شهرستان مشاهده نميگردد.
ولي آثار جنگل بصورت تك درختي در دره بالامو و آيديشه هنوز هم در منطقه وجود دارد.
از آن جمله گونههاي زالزالك، بادام كوهي و ارجنگ در مناطق مذكور قابل ذكر است.
بعلاوه گزستانهاي سواحل زرينهرود و پشت سد انحرافي نوروزلو و سواحل درياچه
اروميه حدفاصل مصب سيمينهرود و زرينهرود كه بصورت كمربندي حايل ميان زمينهاي
زراعي و زمينهاي پست و شورهزار سواحل درياچه اروميه است ديده ميشود.
ـ مراتع :
پوشش گياهي غالب در شهرستان مياندوآب پوشش مرتعي است و از وسعت 223300 هكتاري
شهرستان 13/25 درصد به مراتع اختصاص يافته است. مراتع اين شهرستان همانند ساير
مراتع استان از نظر ظاهري به مراتع خوب و متوسط و فقير تقسيم ميشوند كه در فصل
چرا در ييلاق و قشلاق مورد بهرهبرداري قرار ميگيرد.
http://www.miandoab-ag.ir/tabiepic_files/image032.jpg
پوشش گياهي غالب در شهرستان مياندوآب پوشش مرتعي است
بررسي وضعيت طبيعي شهرستان مياندوآب از لحاظ زيست محيطي و بررسي عوامل آسيب و
تخريب:
كوهها و دشتها :
انسان براي ادامه حيات و زيست نيازهاي خود را از محيط اطراف اخذ مينمايد كه در
اينصورت ناخواسته بر محيط زيست اطراف خود اثر ميگذارد كه تأثيرات منفي دخالتهاي
انساني بصور مختلف در سطح شهرستان از جمله در كوهها و دشتها بروز نمودهاند.
زيستگاههاي موجود در اين مناطق در اثر اين دخالتهاي بيرويه به جزاير كوچك تقسيم
شده و نابودي حياتوحش را بدنبال داشته است از طرفي ايجاد زهكشيهاي متعدد در دشت
مياندوآب موجب از بين رفتن زيستگاههاي آبي گرديده است.
http://www.miandoab-ag.ir/tabiepic_files/image034.jpg
نقشة مناطق رويشي شهرستان مياندوآب
rnaim
05-01-2009, 14:57
منابع آب شهرستان مياندوآب :
آبهاي سطحي :
ـ رودخانه ها :
ـ زرينهرود :
اين رودخانه نيز همانند ساير رودخانههاي استان منشاء شهري، صنعتي و كشاورزي دارد،
باتوجه به اينكه سرچشمه اصلي اين رودخانه در استان كردستان واقع گرديده است علاوه
بر مشكلات حوزه آبخيز، فاضلاب شهر سقز (از طريق رودخانه سقز) و فاضلاب شهر تكاب و
فاضلاب معدن ارسنيك زره شوران (از طريق رودخانه ساروق) به درياچه سد شهيدكاظمي
بوكان كه بر روي اين رودخانه احداث گرديده تخليه ميگردد و سپس با دريافت فاضلاب
شهر شاهيندژ و روستاهاي اطراف رودخانه اين امر در شهرستان مياندوآب تشديد ميگردد.
قسمت عمده فاضلابهاي شهري و صنعتي و بيمارستاني وارد اين رودخانه شده و كانالهاي
آبياري عملاً به كانال فاضلاب تبديل گشته است.
واقع شدن كارخانه قند مياندوآب در كنار زرينهرود سبب گرديده كه فاضلاب كارخانه
بدون تصفيه مؤثر به زرينهرود تخليه شود. زرينهرود كه يكي از رودخانههاي دائمي
است، زيستگاه گونههاي زيادي از ماهيان ميباشد. در فصول كم آبي به علت غلظت بيش
از حد آلايندهها و تخليه فاضلابها مرگ و مير ماهيان را باعث ميشود. قبل از پديده
بحران خشكسالي در اثر اين آلايندهها به مدت چندين سال شاهد مرگ و مير پرندگان در
محل ريزش اين رودخانه به درياچه اروميه بودهايم.
ـ رودخانه سيمينه رود :
در خصوص آلودگي اين رودخانه و عوامل آسيب و تخريب در بخش شهرستان بوكان مطالبي
ارائه شد ولي بعد از شهرستان مياندوآب نيز مورد بيمهري قرار گرفته و قسمتي از
فاضلاب شهر توسط پمپاژ به اين رودخانه تخليه ميگردد. و همچنين تخليه فاضلابهاي
صنعتي در بالادست پل مياندوآب موجب بهم زدن تعادل اكولوژيك رودخانه شده و در سال
1380 شاهد مرگ و مير تعداد زيادي از آبزيان بوديم كه اين مسئله از طريق اداره كل
حفاظت محيط زيست اذربايجانغربي پيگيري ميشود.
آبهاي زيرزميني :
آبهاي زيرزميني در شهرستان مياندوآب اكثراً به صورت چاه عميق و نيمه عميق بوده و
بدليل قرار گرفتن در وسط دو رودخانه سيمينهرود و زرينهرود ميباشد و چشمهها كه
آب خروجي طبيهي زيرزميني هستند از زمين خارج ميشوند ولي پيشرفت تكنولوژي وبالا
بودن سطح زيركشت مردم منطقه را با مشكل آبهاي سطحي دچار نموده و همچنين تأمين آب
تعدادي از شهرهاي آذربايجانشرقي از جمله تبريز از طريق آب زرينهرود مردم منطقه
را در چند ساله اخير به سبب خشكساليها با مشكل مواجه و اين امر تشديد گرديده است
و ناچاراً در جهت استفاده از آبهاي زيرزميني روي آوردهاند كه به تعداد آنها در
بخش محيط طبيعي اشاره شد. نهايتاً ميتوان اذعان نمود كه بهرهبرداري از آبهاي
زيرزميني بصورت بيرويه انجام ميگيرد.
آبهاي راكد :
ـ درياچه ها :
آبهاي درياچه اروميه جنوبغربي شهرستان مياندوآب را تشكيل ميدهد. در ارتباط با
درياچه اروميه در بخش شهرستان اروميه سخن گفته شده است.
ـ آب پشت سدها :
سد انحرافي نوروزلو كه در 15 كيلومتري جنوبشرقي شهرستان مياندوآب در جوار قريه
نوروزلو واقع گرديده است. اين سد در پايين دست سد شهيدكاظمي بوكان براي انحراف و
سوار كردن آب رودخانه زرينهرود به كانالهاي آبرساني ساخته شده است. قسمتي از آب
شهرستان تبريز و شهرهاي مسير آذربايجانشرقي و مياندوآب از طريق اين سد تأمين ميشود.
بر اكولوژيك رودخانه و روابط حاكم بين
عناصر زيستي آن تأثير منفي داشته و ساختار طبيعي رودخانه بهم خورده و با دخالتهاي
انساني در انحراف آب به كانالها و باز و بسته نمودن آن و عدم تعبيه تورهاي فلزي
جهت جلوگيري از ورود گونههاي ماهي به كانالها موجب از بين رفتن گونههاي آبزي ميگردد.
ـ تالابها :
ـ تالاب چنگيز گولي :
اين تالاب در زمره تالابهاي بوجود آمده در اراضي طغياني شاخههاي سيمينهرود بوده
و شبكه كانالهاي آبرساني و زهكش حوزه رودخانه سيمينهرود در اين ناحيه گسترش يافته
است و يكي از شاخههاي زهكش مستقيماً از حاشيه تالاب حفر شده است و موجبات زهكش آب
تالاب را فراهم آورده است.
پوشش گياهي شهرستان مياندوآب :
ـ جنگلها :
جنگلهاي باداملو و آيدشه عمدهترين مناطق جنگلي شهرستان مياندوآب بودهاند ولي
متأسفانه همانند ساير شهرستانهاي ديگر استان مورد آسيب وتخريب قرار گرفتهاند.
عمدهترين عوامل تغييرات سطح جنگلها، زراعت، دام، سوخت، فقر فرهنگي و اقتصادي ميباشد
ولي بعد از احداث سد انحرافي نوروزلو در پشت سد گزستانهايي انبوه شكل گرفته و نيز
گزستانهاي شيرناب در پايين تپه رش حدفاصل سيمينهرود و زرينهرود تا سال 1374 موجود
بود ولي بعلت پيشروي آب درياچه اين گزها خشكيده و محل مناسبي جهت پرندگان كنارآبزي
بود. زيرا كه به مصب دو رودخانه نزديك بوده است و بعد از پس روي دريا اخيراً در
حال رشد ولي شكل فبلي را نگرفتهاند. بطوركلي از بين رفتن جنگلها تخريب مراتع و
عدم نفوذ پذيري خاك را بدنبال داشته و تأثير منفي در محيط باقي ميگذارد.
ـ مراتع :
بطوريكه قبلاً نيز در بخش مراتع ذكر شد پوشش گياهي غالب در شهرستان مياندوآب پوشش
مرتعي است. در طول سال 607750 واحد دامي از مراتع شهرستان مياندوآب تغذيه مينمايند
در حاليكه ظرفيت مراتع آن 47679 واحد دامي در يك دوره چرايي سه ماهه است. مراتع
اين شهرستان در اثر چراي زودرس و مفرط و تبديل به زمينهاي زراعي و آسيب و تخريب
يافته است. و در نتيجه تخريب مراتع مشكلات زيست محيطي بروز مينمياند. 2000 هكتار
از اراضي مراتع روستاي فسندور توسط شيلات استان به پرورش ماهي اختصاص يافته است.
اين طرح بدلايل كم آبي و شوربودن بستر استخرها با موفقيت همراه نبوده و اين محل
يكي از زيستگاههاي مهم پرنده نادر و در حال انقراض ميشمرغ بوده است ولي بعلت
تخريب زيستگاه اين پرنده نادر جلاي وطن نموده است. بالاخره شسته شدن زمين همراه با
آب سيل به رودخانهها و بالاخره به درياچه اروميه ميريزد و موجب آلودگي آنها يا
بنحوي موجب بالا آمدن سطح درياچه اروميه ميگردند ( رسوبگذاري ).
ـ بررسي عوامل آسيب و تخريب در جنگلها :
رشد فزاينده جمعيت و نياز انسان به بهرهبرداري بيشتر از زمين افزايش يافته و در
نتيجه فعاليتهاي مخرب انساني جنگلهاي اين شهرستان آسيب و تخريب يافتهاند.
ـ بررسي عوامل آسيب و تخريب در مراتع :
نحوه بهرهبرداري از مراتع شهرستان مياندوآب بصورت چراي سنتي ميباشد. عوامل
متعددي موجب تخريب مراتع در اين شهرستان گرديده است. تبديل مراتع به زمينهاي
زراعي، چراي مفرط و بيش از ظرفيت مراتع و عوامل آب و هوايي نيز مؤثر بودهاند.
ـ گونههاي گياهي در حال انقراض در شهرستان مياندوآب :
بطوركلي در وضع فعلي متأسفانه اكثر گونههاي جنگلي و مرتعي در معرض انقراض بوده به
ذكر گونههاي جنگلي و گياهي در حال انقراض ذيلاً اشاره ميگردد:
انواع گونههاي ارس، گونههاي پسته وحشي يا بنه، انواع بادام كوهي، انواع زالزالك،
ارجنگ، ماشك، انواع گون، چاودار وحشي، كنگر خوراكي و گونههاي مرتعي خوشخوراك كه
هماكنون بين مزارع باقي مانده است.
ـگونههاي گياهي كمياب در شهرستان مياندوآب :
از گونههاي كمياب منطقه گونه اسپرس، گون كتيرا، بادامچه، زرشك، كنگر وحشي خوراكي،
پستهوحشي، زالزالك و گونهاي خوشخوراك.
حيات وحش شهرستان مياندوآب :
ـ پستانداران :
از پستانداران قابل شكار نظير قوچ و ميش و كل و بز در منطقه مشاهده نميگردد. خرس
قهوهاي نيز به ندرت گزارش شده است. حدود د و سال قبل تعداد چند راس گراز در اطراف
شهرستان مياندوآب روستاي ليدان مشاهده شده بود ديگر اثري از آنها نيست ولي از ساير
پستاندارن نظير گرگ، روباه، شغال، راسو، زربر، راسو، خرگوش و انواع جوندگان در سطح
شهرستان مشاهده و جمعيت شغال در سواحل و گزستانهاي زرينهرود نسبت به ساير
پستانداران بيشتر ميباشد.
يك نوع پستاندار آبزي بنام شنگ (سگ آبي) در زرينهرود مشاهده ميگردد.
ـ پرندگان :
اين شهرستان به دليل قرارگرفتن در سواحل درياچه اروميه وجود مصبهاي رودخانه
سيمينهرود و زرينهرود و تالاب چنگيزگلي خيلي عظيم پرندگان آبزي و كنار آبزي در
سراسر زمستان در اين منطقه تجمع مييابند صداي فلامينگوها و غازها از دور شنيده ميشود.
اردكها و حواصيلها و اكراس و ميشمرغ پرنده نادر نيز در مناطق جلگهاي فسندوز و
سراب رحيمخان زيست ميكند. پليكان و قوها و فاخته و قمريها و انواع داركوب و
پرندگان سبك بال و تيهو و كبك چيل و كبك نيز در منطقه ديده ميشود. به لحاظ دسترسي
شكارچيان به انواع پرندگان قابل شكار از نقاط مختلف به اين شهرستان مراجعه ميكنند.
http://www.miandoab-ag.ir/tabiepic_files/image036.jpg
تالاب چنگيز گلي و سواحل درياچه اروميه محل تجمع انواع پرندگان در اين منطقه ميباشد
ـ آبزيان :
در ارتباط با مطالعات رودخانههاي سيمينهرود و زرينهرود مطالعات سيمنولوژيكي
توسط شيلات و محيط زيست استان مطالعاتي صورت گرفته و نتايج حاصله نشان از موجودات
غني از موحودات آبزي بوده و اين امر سبب تجمع پرندگان به لحاظ دسترسي به غذا را
فراهم آورده است. از آبزيان مهم ميتوان به ماهيان اشاره نمود كه در اقتصاد مردم
بومي منطقه و روستاهاي پيرامون دو رودخانه مذكور نقش مهمي دارند كه همه ساله بهرهبرداري
از اين منابع خدادادي از طريق صدور پروانه انتفاعي توسط محيط زيست به صيادان محلي
نسبت به صيد انواع ماهيان اقدام مينمايند كه علاوه بر تأمين نياز ساكنان روستاها
و شهرهاي مسير مازاد آن به ديگر شهرها و يا استانها همجوار حمل ميشود. ولي
متأسفانه چندين سال است كه در پايين دست ريزش فاضلاب كارخانه قند مياندوآب به
زرينهرود و در سيمينهرود دو سال است با ريزش فاضلاب كشتارگاه مرغ پرچين موجب مرگ
و مير ماهيان اتفاق ميافتد و جمعيت آنها كاهش مييابد. از ماهيان شناخته شده در
شهرستان مياندوآب ميتوان به : اسپله، لوچ ماهي، انواع ماهي سياه، زردپر، ماهي ريز
نقرهاي، ماهي سفيد رودخانهاي، سس ماهي، ماهي خياطه، كپور، سيم، سيم كپور و
فيتوفاك اشاره كرد. بيشترين جمعيت به ترتيب سياه ماهي،سياه كولي ميباشد در طبقهبندي
ارزش اقتصادي گونههاي موجود سياه ماهي و سياه كولي با كپور، سيم با ارزش غذايي
متوسط و ماهي سفيد رودخانهاي و اسپله با ارزش غذايي مطلوب در منطقه مطرح بوده و
ساير گونهها بعلت عدم رشد مناسب فاقد ارزش اقتصادي ميباشند.
ـ خزندگان و دوزيستان :
خزندگان و دوزيستان جايگاه خاصي همانند ساير جانوران در اكوسيستم و زنجيره غذايي
داراميباشند.
دوزيستان بعنوان طعمه و غذاي جانوراني چون مارها هستند و خود نيز با تغذيه از
حشرات در كنترل آنها نقش دارند و همچنين خزندگان طعمه گوشتخواراني نظير پرندگان
شكاري و ... هستند و از طرفي خود با تغذيه از حشرات، نرم تنان و پستانداران كوچك
در كنترل جمعيت آنها مؤثر بوده و از اين طريق خدمت مهمي به كشاورزي مينمايند. و
از طرفي مارهاي سمي خطراتي به انسان و دامهاي اهلي دارند و گاهاً موجب مرگ آنها ميشود.
خزندگان و دوزيستان شناسايي شده در شهرستان مياندوآب گرزه مار (مار افعي)، افعيتكابي،
افعينجاني، مارجعفري، مارآتشي، كورمار، يله مار، مارآبي، لاكپشت و انواع مارمولكها
هستند.
rnaim
05-01-2009, 15:23
ـ بررسي عوامل انقراض گونه هاي جانوري در شهرستان
مياندوآب :
اجتماعات جانوري در طي هزاران سال بوسيله تهاجمات انساني بشدت كاهش يافته است
شواهد در اين مورد بسيار است. اما آنچه باعث كاهش دامنة وسعت حياتوحش در اين
شهرستان گرديده تنها شكار انسانهاي گذشته نبود در اين رابطه ميتوان دو عامل زير
را ذكر كرد:
1) كاهش و يا نابودي پوشش گياهي كه از ديد جانوران به معناي كاهش، تنگي و يا
نابودي زيستگاههاي آنان بوده است.
شكار بيرحمانه حيوانات به كمك سلاحهاي مدرن، بخصوص در بدو انقلاب اسلامي. به اين
دو عامل ميتوان عامل ديگري را نيز افزود كه اثرات آن در پيوند با توسعه شهري در
سالهاي اخير نمايان گرديده است.
زيستگاههاي حياتحش به دليل نداشتن مدافع قاطع همواره بخاطر منافع آني، توسعه شهري
بدون برنامه، خودسري و خودكامگي برخي مردمان سودجو و موقعيتلب تنگتر و تنگتر
كردند. اينها در زمره عوامل انقراض گونههاي جانوري هستند.
نمونهاي از حيات وحش منطقه
ـ معرفي گونههاي در حال انقراض در شهرستان مياندوآب :
از گونههاي در حال انقراض اين شهرستان قوچ و ميش، كل و بز، خوك وحشي، خرس قهوهاي،
پليكان سفيد، قوها، غاز پيشاني سفيد، عروس غاز، اردك مرمري، اردك بفوطي، اردك
سرسفيد و ميشمرغ هستند.
http://i2.tinypic.com/67pgnqs.jpg
http://i4.tinypic.com/5397pxu.jpg
ميش مرغ از گونههاي جانوري خاص جنوب استان ميباشد
ـ معرفي گونههاي جانوري خاص منطقه :
از گونههاي جانوري خاص منطقه ميتوان به ميشمرغ اشاره نمود.
شكارگاهها :
ـ معرفي گونههاي گياهي موجود در شكارگاههاي شهرستان مياندوآب :
پسته وحشي ( بنه )، انواع بادام كوهي، انواع زالزالك، انواع گونها، كنگر وحشي،
قيچ، كاكوتي، درمنه،فرفيون، پنيرك، سيزاب، درمنه، شوران، خارشتر، گزنه، گز، ني،
لويي، جگن، علف هفت بند، شنگ، شبدر، لاله، آويشن، گل قاصد، خاكشير، مريمگلي، جو
وحشي، اسپرس علوفهاي، چشم گربهاي، پونه انواع ساز، زنبق چمن زار و شيرين بيان.
ـ معرفي گونههاي جانوري موجود در شكارگاهها :
گرگ، روباه، شغال، سمور، زردبر، خرگوش، تشي ، و انواع جوندگان و شنگ (سگ ابي) از
پرندگان، ميشمرغ، انواع اردكها، انواع غازها، قوها، چنگر، چنگر نوك سرخ، كشيمها،
پليكان سفيد، فلامينگو، باكلان، انواع حواصيل از جمله ( بوتيمار كوچك، حواصيل شب،
حواصيل زرد، حواصيل خاكستري، حواصيل ارغواني، اكرت كوچك، اكرت بزرگ)، لكلك سفيد،
آنقوت، تنجه، انواع عقابها، كبك، كبك چيل، تيهو، بلدرچين، درنا، درناي معمولي،
طاووسك، صدف خور، انواع سليمها، خروسكولي، انواع تليله، انواع آبچليك، انواع
گيلانشاه، انواع پاشلك، چوب پا، آوست، فالاروب گردن سرخ، چاخ لق، گلاريول، انواع
كاكائيها، انواع پرستوهاي دريايي، كوكر شكم سياه (با قرقره)، كبوتر چاهي، فاخته،
انواع قمري، انواع جغدها، بادخورك، سبزقبا، زنبر خور معمولي، انواع داركوب، انواع
زاغ و كلاغ و سمك تالابي.
ـ مناطق مجاز و مناطق ممنوعه شكار :
در اين شهرستان به جز حريم پارك ملي درياچه اروميه و بخشي از منطقه شكار ممنوع قره
قشلاق كه در حوزه اين شهرستان واقع شده است. بقيه مناطق با رعايت و مقررات شكار و
صيد مجاز ميباشد.
در مورد پارك ملي درياچه اروميه در بخش شهرستان اروميه سخن گفته شد. مديريت و
منطقه شكار ممنوع قره قشلاق با استان آذربايجان شرقي ميباشد كه از رودخانه زرينهرود
به طرف بناب گسترده شده و در حوزه اداره حفاظت محيط زيست مراغه واقع گرديده است.
ـ گونههاي آزاد براي شكار و صيد :
تمام گونههاي پرندگان به جز پرندگان حمايت و حفاظت شده كه شرح آن در بخش استاني
آمده بقيه گونههاي پرندگان براي شكار آزاد بوده و از پستانداران نيز به جز
پستانداران حمايت شده بقيه گونهها براي شكار آزاد ميباشند و كليه آبزيان قابل
صيد نيز با رعايت قوانين و مقررات شكار و صيد آزاد ميباشد.
ـ امكانات شكارگاهها :
ـ ساختماني :
اداره حفاظت محيط زيست شهرستان مياندوآب با تمام تجهيزات و بكارگيري تمام امكانات
نسبت به حفظ و حراست از حياتوحش و ساير مسائل زيست محيطي تلاش مينمايند ولي
امكانات ساختماني مخصوص پرسنل اداره بوده و كارشناسان و يا مأموران اداره كل نيزدر
مأموريتها از آن استفاده مينمايند و ساختمان در اختيار شكارچيان قرار نميگيرد.
ـ پرسنلي :
اداره حفاظت محيط زيست مياندوآب با توجه به رديفهاي پستي مصوب داراي رئيس اداره،
كارشناس، كاردان محيط زيست و مأمورين اجرايي بوده كه براساس شرح و ظايف نسبت به
اهداف سازمان مربوطه عمل مينمايند.
ـ عوامل تهديدكننده گونههاي گياهي و جانوري در شهرستان مياندوآب:
فعاليتهاي موثر انساني، مانند تبديل اراضي منابع طبيعي به زمينهاي زراعتي، كانالكشي
و انواع آلودگيهاي مخرب در شهرستان و افزايش اسلحههاي شكاري و شكار بيرويه و افزون
بر آن تخريب زيستگاهها و چراي بيرويه و مفرط باعث از بين رفتن پوشش گياهي و حيات
جانوري ميگردند و نهايتاً عوامل مذكور موجب تهديد گونههاي گياهي و جانوري در
منطقه ميگردند.
آلاينده ها :
ـ منابع آلاينده و تخريب محيط زيست در شهرستان مياندوآب :
ـ فاضلابها :
چشمگيرترين انواع آلودگيها در شهرستان مياندوآب فاضلابهاي شهري و صنعتي ميباشد
فاضلابهاي شهر و روستاها اغلب به روشهاي چاه جاذب و يا بصورت تخليه به جويها و
كانالهاي روباز دفع ميگردد. اين فاضلابها در نهايت به دو رودخانه مهم زرينهرود و
سيمينهرود سرازير و از اين طريق به درياچه اروميه تخليه ميگردند، همينطور بعلت
بالا بودن سطح آبهاي زيرزميني موجب آلودگي آنها را نيز ممكن است به دنبال داشته
باشد. بعلاوه ورود فاضلاب كشتارگاه و بيمارستانها بدون تصفيه و بصورت خام وارد
رودخانه زرينهرود ميگردند. كارخانه قند مياندوآب نيز در كنار رودخانه زرينهرود
واقع شده است فاضلاب خود را بدون تصفيه مؤثر به اين رودخانه تخليه مينمايد. زرينهرود
كه زيستگاه گونههاي زيادي از ماهيان ميباشد در فصول كم آبي به علت غلظت بيش از
حد آلايندهها، تخليه فاضلاب باعث مرگ و مير ماهيان ميگردد. ريزش فاضلاب به
سيمينهرود نيز موجب مرگ و مير ماهيان در اين رودخانه ميگردد.
ـ زبالهها :
زبالههاي شهري و صنعتي در هرچه آلودهتر كردن آب و خاك موثر هستند. زبالههاي
شهري شامل
زبالههاي خانگي، ساختماني، تجاري و بيمارستاني بوده كه هر يك برحسب اجزاء تشكيلدهندهشان
آلودگي خاصي توليد ميكنند. شهرستان مياندوآب فاقد نظام مدرن جمعآوري و دفع زباله
هست و روستاها نيز از وضعيت بدي برخوردار هستند. زبالههاي مياندوآب در كنار محور
مياندوآب ـ شاهيندژ در كنار جاده دفع و دود حاصل از آتشسوزيها در محل انباشته
شدن زبالهها و بوي تعفن موجبات آلودگي منطقه را فراهم نموده و بعلاوه سبب جلب موش
و حشرات و سگهاي ولگرد در جاده بين شهري شده كه نظر هر بيننده را به خود معطوف ميدارد.
كيسههاي نايلوني در اثر وزش بادهاي منطقهأي به داخل زمينهاي زراعي پراكنده شده
و موجب آزار كشاورزان منطقه شده است و بطور كلي اثرات مخربي در منطقه گذاشته است.
و بايد چاره انديشي شود. در أين رابطه تذكراتي از سوي محيط زيست به مسئولين مربوطه
داده شده و در پي چاره انديشي و مكانيابي جهت رفع أين مشكل برآمدهاند.
ـ منابع طبيعي آلاينده و تخريب محيط زيست در شهرستان مياندوآب :
ـ سيل :
سيل جريان بسيار شديد آب است كه در بيرون از بستر اصلي رودخانه به جريان در ميآيد
و به دليل نيرويي كه دارد هرچه را كه در سر راه دارد با خود ميبرد بنابراين وقتي
سيل جاري ميشود و گل و لاي آن همه چيز را مدفون ميكند هرچه در سر راه دارد ويران
ميسازد.
اما آنچه اهميت دارد آن است كه در سالهاي اخير بعلت تخريب مراتع و بوتهكني در
حوزههاي آبخيز احتمال وقوع سيل بيشتر شده است.
عامل اصلي وقوع سيل ريزش بارانهاي شديد و طولاني، ذوب ناگهاني برف ارتفاعات در اثر
گرماي زودرس هوا است. سيل به عنوان حوادث طبيعي هميشه منجر به بلاياي طبيعي نيست
بلكه موجب بهبود زندگي انسانها ميشود. براي مثال جلگه مياندوآب در اثر آبرفت
سيلابهاي رودخانه سيمينهرود و زرينهرود بوجود آمده است.
ـ زلزله :
همه روزه در گوشه و كنار جهان و كشورمان حوادث طبيعي مختلفي اتفاق ميافتد كه برخي
از آنها در اخبار و رسانههاي گروهي مشاهده ميكنيم. زلزله بخشي از رفتار محيط
اطراف ما است كه بطور ناگهاني رخ ميدهد و موجب خسارتها و تلفات جاني و مالي به
انسان ميشود. شهرستان مياندوآب در كنار گسل اروميه يا زرينهرود بوده كه احتمالاً
دنباله گسل تبريز ميباشد واقع شده است. اين گسل منطقه را زلزلهخيز نموده است.
ـ آتشسوزي :
خطرات احتمالي ناشي از آتشسوزي در شهرستان وجود دارد و آتشسوزيها در اذهان عمومي
خوشايند نيستند ولي اكولوژيتها معتقدند كه آتشسوزي سطحي نقش بسيار مهمي را در
اكوسيستم دارند و بعنوان يك پديده اتفاقي در نظر نميگيرند اگر از آتش درست
استفاده شود ميتواند بعنوان يك وسيله اكولوژيكي به بشر خدمت نمايد.
ـ رانش زمين :
شهرستان مياندوآب در زمينهاي پست استقرار يافته است و خطرات ناشي از رانش زمين در
اين شهرستان وجود ندارد. از نيمه دوم سال 1380 منطقه آجرلو از شهرستان شاهيندژ
منفك و به جزيره شهرستان مياندوآب درآمده است. در اين منطقه بدليل احداث جادههاي
عشايري و باران آثار رانش زمين مشاهده ميگردد.
ـ هتلها، مسافرخانهها و بيمارستانها و آلودگي زيست محيطي ناشي از آنها :
ـ آلودگي ناشي از فاضلاب :
كل تأسيسات اقامتي و پذيرايي شهرستان ر و همچنين بيمارستانها كه در حال بهرهبرداري
ميباشند هيچكدام داراي سيستم فاضلاب حتي بصورت مقدماتي نيز نيستند. اينگونه
واحدها معمولاً فاضلاب
توليدي خود را به چاههاي جاذب كه بعلت بالا بودن سطح آبهاي تحت الارضي موجب آلوده
شدن آنها و يا توسط كانالهاي موجود به رودخانه زرينهرود منتقل ميكنند. و موجب
بهم خوردن تعادل اكولوژيكي رودخانه شده و همراه با ساير فاضلابهاي صنعتي و شهري
وارد درياچه اروميه ميگردند.
ـ آلودگي ناشي از زباله :
نحوه جمعآوري و دفع بهداشتي زباله از مهمترين مسائل زيست محيطي بوده و يكي از
مشكلات روز بشمار ميرود. در شهرستان مياندوآب زبالههاي خانگي كه شامل انواع
زبالههاي منازل، آشپزخانههاي بزرگ مانند هتلها و رستورانها و امثال انها و زبالههاي
واحدهاي صنعتي و توليدي همراه با زبالههاي عفوني و بيمارستاني و مراكز درماني و
بهداشتي كه مهمترين منبع انتشار آلودگي و ايجاد بيماري در محيط بشمار ميروند در
محل تخليه زباله در محور مياندوآب و شاهيندژ در گودالي بصورت روباز تلنبار شده و
سبب آلودگي شديد محيط زيست گرديده و سلامتي ساكنين را به مخاطره انداخته است. افزون
بر آن بارها مشاهده گرديده تعدادي از مردم جهت جدا كردن انواع زباله ها به محل
مراجعه و مشغول جمعآوري مواد پلاستيكي و ... هستند كه اين عده بيشتر در معرض
تهديد هستند.
دل به دریا سپردن هنر نیست ، حرمت قطره را نگه داشتن هنر است



